صائن الدين على بن تركه
389
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
و شيعه و سنّى به صورتهاى مختلف آن را نقل كردهاند . احمد بن حنبل در شأن صدور حديث مزبور از ابو امامة نقل كرده است كه هنگام بازگشت از سريّهاى ، يكى از مردان جنگى به غارى رسيد كه در آن آب و گياهى بود ؛ با خود انديشيد كه اگر پيامبر رخصت دهد ، از دنيا كناره گيرد و در آن غار اقامت كرده ، از آب و گياه آنجا روزى سازد . چون اين انديشه را با پيامبر ( ص ) در ميان گذاشت ، حضرت فرمود : « إنّي لم أبعث باليهوديّة و لا بالنّصرانيّة و لكنّي بعثت بالحنيفيّة السّمحة و الّذي نفس محمّد بيده لغدوة أو روحة في سبيل اللّه خير من الدّنيا و ما فيها ، و لمقام أحدكم في الصّفّ خير من صلاته ستّين سنة » ( المسند ، ج 5 ، ص 266 ؛ نيز بنگريد به : ج 1 ، ص 236 ) . شيخ كلينى هم از امام جعفر صادق ( ع ) نقل كرده است كه زن عثمان بن مظعون نزد پيامبر ( ص ) آمد و شكايت كرد كه عثمان روزها را همگى روزه مىگيرد و شبها را همگى به نماز مىايستد . پيامبر خشمگين برخاست و به نزد عثمان رفت و او را در حال نماز يافت ؛ عثمان چون پيامبر را ديد ، از نماز فارغ شد ؛ پس پيامبر به او گفت : « يا عثمان لم يرسلني اللّه تعالى بالرّهبانيّة و لكن بعثني بالحنيفيّة السّهلة السّمحة ، أصوم و أصلّي و ألمس أهلي . فمن أحبّ فطرتي فليستنّ بسنّتي ، و من سنّتي النّكاح » ( الأصول من الكافي ، ج 5 ، ص 494 ) . پيامبر ( ص ) به مناسبتهاى ديگرى هم اين حديث را ابراز فرموده است تا به مسلمانان و غير مسلمانان نشان دهد كه اسلام دين سختگير و افراطى نيست ( بنگريد به : المسند ، ج 6 ، ص 116 ؛ كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 217 ) . مناوى حديث مزبور را به صورت « أحبّ الأديان إلى اللّه الحنيفيّة السّمحة » ( فيض القدير ، ج 1 ، ص 169 ) و « بعثت بالحنيفيّة السّمحة ، و من خالف سنّتي فليس منّي » ( همان منبع ، ج 3 ، ص 203 ) آورده و سيوطى آن را به نقل از خطيب بغدادى بدين شكل ضبط كرده است : « بعثت بالحنيفيّة و من خالف سنّتي فليس منّي » ( ضعيف الجامع ، ص 345 ) . بي يسمع ( ص 6 ) : بنگريد به : « لا يزال العبد يتقرّب إليّ بالنّوافل . . . » تعس عبد الدّينار و تعس عبد الدّرهم ( ص 32 ) : ابو هريرة از پيامبر ( ص ) نقل كرده كه فرمود : « تعس عبد الدّينار و الدّرهم و القطيفة و الخميصة . إن أعطى رضى و إن لم يعط لم يرض » : « هلاك شد كسى كه بندهء درهم و دينار و جامههاى مخملى و نقش و نگاردار گشت . » ( الصحيح ، البخاري ، ج 8 ، ص 115 ، « كتاب الدعوات » ؛ نيز بنگريد به : بحار الأنوار ، ج 73 ، ص 320 ) . « تعس » ممكن است بر وجه دعا باشد ؛ يعنى هلاك باد آنكس كه بندهء اين چيزها گشت ، يا اخبار باشد ؛ يعنى هلاك شد آنكس كه بندهء اين چيزها گشت . مستملى بخارى مىگويد : اگر دعا باشد ، دعاى پيامبر ( ص ) مستجاب است و اگر خبر باشد ، خبر او صدق است . سپس در توضيح اين بندگى مىنويسد : كسى كه همت خود را در خواستهء نفس صرف كند و طالب اين چيزها باشد ، بندهء آنها مىشود ؛ زيرا طالب بودن صفت